کانون علامه جعفری(ره)سورشجان

خرید بک لینک

روزی مجنون از سجاده ی شخصی عبور کرد...

مرد نماز را شکست و گفت:

مردک!در حال راز و نیاز با خدا بودم..

تو چگونه این رشته را بریدی؟؟؟!!

مجنون لبخندی زد و گفت:

عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم..

چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟؟؟

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟؟؟, نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 113 تاريخ: پنجشنبه 16 بهمن 1393 ساعت: 22:36

خدایا....!!!

زندگی ام مانند پسر بچه ایست

که گریه کنان به مادرش می گفت:

هم میزنی هم میگویی گریه نکن...؟

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: خدایا,!!!, نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 104 تاريخ: شنبه 11 بهمن 1393 ساعت: 21:43

برای خواندن زندگی نامه به ادامه مطلب بروید

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...ادامه مطلب

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 196 تاريخ: پنجشنبه 9 بهمن 1393 ساعت: 21:04

خدایا...

بدون نوازش های تو

میان دست های زندگی مچاله می شویم...

"نوازشت را از ما مگیر"....

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: نوازش های خدا, نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 97 تاريخ: سه شنبه 7 بهمن 1393 ساعت: 22:13

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 142 تاريخ: سه شنبه 7 بهمن 1393 ساعت: 22:01

صفحه بندی