مجنون و خدا....

خرید بک لینک

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

 

عشق ان شب مست مستش کرده

بود فارغ از جام الستش کرده بود

 

گفت :یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

 

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو،من نیستم

 

گفت:ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پنهان و پیدایت منم

 

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی...

 

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان...

ما را در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان دنبال می‌کنید

برچسب: مجنون و خدا, نویسنده: وحیدحیدری بازدید: 117 تاريخ: سه شنبه 7 بهمن 1393 ساعت: 22:07

صفحه بندی